۴ دیدگاه

اهمیت هندوستان برای غزنویان

یکی از مسائل مهمی که در دوران غزنویان از سبکتکین شروع شد و در زمان محمود به اوج رسید و در زمان جانشینان وی نیز به شدت دنبال شد لشکر کشی‌های مداوم به هندوستان بود.علل این اقدام آنها اولاً این بود که هند سرزمینی غنی و آباد بود که بتکده‌ها و معابد هندوهای آنجا همیشه سرشار از طلا و جواهری بود که مردم برای خدایان خود هدیه می‌آوردند و حمله غزنویان به آنجا به معنای دستیابی به این ثروت بود.علت بعدی این بود که هندوستان کشوری کافر از نظر مسلمانان بود و لشکر کشی غزنویان به آنجا تلاشی در جهت گسترش اسلام وانمود می‌کرد و مخصوصا از نظر دولت عباسی جهاد در برابر کفر بود که مشروعیتی را برای حاکمین غزنه به بار می‌آورد.همچنین این لشکر کشیها باعث مشغول بودن سپاه غزنویان می‌شد که اگر این سپاه بی کار می‌ماندند باعث ایجان مشکل و بحران در دستگاه غزنویان می‌گشت.

این حملات مداوم سپاه غزنویان به هند باعث شد که اسلام در آن شبه قاره گسترش یابد و همچنین باعث گشت قدرت دفاعی این کشور به علت حملات پی در پی رو به زوال گذارد و راه برای حملات بعدی غزنویان باز شود.

معنا و مفهوم سومنات
سومنات در سانسکریت، سومناتها تلفظ می‌شود؛ ترکیبی از کلمات سومه به معنای ماه و نات به معنای صاحب گویند. این لغت هندویی است که مفرس شده و معنای ترکیبی آن سوم نات است یعنی صنمی است مانندٔ قمر؛ زیرا سوم به هندی قمر را گویند و نات نشانه تعظیم است.
بیرونی در وجه نام گذاری این نام، از افسانه های هندی و چنین نقل می کند:
… و گفته اند که منازل ماه دختران «پرجاپت» اند که ماه با ایشان مزاوجت کرد و پس از اندک زمانی، از میان ایشان به روهینی بیشتر مایل شد و دیگر خواهران پیش پدر از او شکوه بردند. پرجاپت ماه را پند داد که بر جمله دختران به یک دیده نظر کند، ولی ماه پند او را نشنید؛ پس او را نفرین کرد تا رویش پیس شد و از کرده پشیمان گشت و از گناه خویش استغفار کرد. پرجاپت او را گفت که از گفته خود باز نمی توانم گشت ولی رسوایی تو را در نیمی از ماه پوشیده خواهم داشت. ماه گفت: «پس نشان این گناه چگونه از من محو تواند شد؟» گفت: «صورت «لنگ مهادیو» را برپا ساز و ستایش کن.» ماه چنین کرد و لنگ مهادیو همان سنگ سومنات است.


معبد سومنات
سومنات در ایالت گجرات هند واقع بود که در آن، معبد و پرستش گاه معروف شیوا قرار داشت. این معبد از رودخانه گنگ که گمان می‌کردند مصب آن در بهشت است، دویست فرسخ فاصله داشت و هر روز از آن آب برای شستن بت می‌آوردند.
معبد سومنات، بت خانه ‏ای بزرگ بود که چهارده گنبد طلا داشت و دو هزار کس از براهمنان در آن بت خانه مشغول عبادت ‏بودند و زنجیری از طلا به وزن دویست من در آن خانه آویخته بودند و جرس‏های طلا در آن تعبیه کرده، در زمان های معین، خدّام بت خانه آن زنجبر را حرکت می دادند و جرس‏ها را به صدا درمی‌آوردند و براهمه به عبادت مشغول می‏گشتند. همواره سیصد سرتراش و سیصد مغنی و پانصد کنیزک رقاص، شبانه روز در آن بت خانه آماده خدمت بودند. در هنگام خسوف، مراسم بزرگی در این معبد برگزار می‌شد که بیش از یک صد هزار هندو در آن شرکت می‌جستند. گردیزی اعتقاد دارد که معبد سومنات برای هندوان، به منزله مکه برای مسلمانان است. هندوان از مسافات بسیار دور به زیارت آن می آمدند و در هنگام شرف یابی، از یک منزلی بت به پهلو می‌غلتیدند تا به پای آن برسند.
معبد پنجاه و شش ستون داشت و در آن، بت بزرگ سومنات عبادت می‏شد که تمثالی از نرینه مهادیوا محسوب می‏شد و گفته شده که خود وی آن بت را ساخته است؛ صنمی بود از سنگ تراشیده، طولش مقدار پنج گز و سه ذرع آن ظاهر بود و دو ذرع در زمین مخفی. برخی دیگر طولش را به پنج متر بالغ می‌دانند. به نقل از گردیزی، این بت بزرگ بر کرسی ای از طلا و رو به دریا قرار گرفته و سرش به مشک اندود است؛ گردن بند‌های یاقوت و گوهرین بر گردن دارد و روبه رویش طبق های زرین، پر از سنگ های گران بها نهاده اند. آن بت و کرسی‌اش بر سکویی گرد، بر بلندی قرار گرفته که به اندازه ده مرد جا دارد و از طریق پله هایی گرداگرد آن قابل دست رسی است و در هر پله، بت هایی به صورت مردان گوناگون قراد داده‌اند و در بین آن پله‌ها، نردبان‌های کوچک است که از طریق آن دربانان و خدمت کاران بالا و پایین می‌روند. بر پیکر برخی از بت ها نیز درهایی از سنگ و چوب روغن مالی شده ساخته اند، این بت ها بیشتر پیکرهای پادشاهان و بزرگان هندوانند. جواهرات فراوانی نذر بت بزرگ می شد و حتی صدها روستا و به نقلی ده هزار قریه وقف این بت بود. بنا بر اعتقاد هندوان، این بت روزی دهنده، حیات بخش، میراننده، شنوا و بینا بود. آنان به زیارتش می‌رفتند و هدایای نفیس برایش می‌بردند؛ به طوری که اموال بسیاری از این طریق در نزد آن بت جمع گردیده بود که از وصف خارج می‌نمود. این بت هر روز با آب، شیر و عسل شست شو می‌شد. گویند محمود غزنوی از این ثروت های نثار شده برای معبد و بت بزرگ آن بیست هزار هزار (بیست میلیون) درهم زر سرخ و شش ستون مرصع به یواقیت و لعل و زمرد به خزانه خود برد.

سرانجام معبد سومنات
اولین مسلمانی که توانست به داخل شبه قاره هند رخنه کند، سلطان محمود غزنوی(۳۸۸ – ۴۲۱ ق) بود. وی بارها به هند لشکر کشید، اما هیچ‌گاه علاقه ای برای ماندن در آن پیدا نکرد و پس از هر حمله، به پایتختش غزنه بازمی‌گشت. وی در یکی از این حمله‌ها، با هدف دست یابی به ثروت هنگفت و خیال انگیز بت‌خانه سومنات، در سال ۴۱۶ قمرى به سوى آن لشکر کشید تا در مشهورترین و پر آوازه‏ترین جنگ ها و فتوحات خویش، خزاین انباشته از زر و سیم و گوهرهاى گران بهاى آن را که طى قرن ها گرد آمده بود، تاراج کند. محمود پس از تحمل مشقت فراوان و عبور از گذرگاه های پر خطر، به آن ولایت دست یافت (۴۱۶ ق / ۱۰۲۵ م). او این بت خانه عظیم را ویران کرد که بعدها توصیف های خیال انگیزی از آن در برخی روایات تاریخ نگاران، از جمله الکامل ابن اثیر(م۶۳۰ق) و نخبه الدهر دمشقی(م۷۲۷ق) نقل شد. تا قبل از حمله غزنویان به سومنات، هندوان برای توجیه بی قدرتی بت‏هایی که به دست سپاه غزنویان نابود می‌شد، می‌گفتند که سومنات به این بتان قهر کرده است. هنگامی که سپاه سی هزار نفری غزنویان به قصد سومنات حرکت کردند و در بین راه قلعه ها و شهرهای بسیاری را فتح نمودند و بت‌های موجود در آنها را شکستند، هندوان به پای سومنات افتادند که جلوی سپاه محمود را بگیرد اما سومنات برای جلوگیری از نابودی خود نیز توانایی کاری را نداشت. بزرگان شهر نیز گریخته بودند و تا زمان حضور لشکریان محمود، به شهر باز نگشتند. عده‌ای در شهر به مقابله با محمود برخاستند، اما به زودی مقاومت آنها در هم شکسته شد و عده‌ بسیاری کشته شدند.
محمود پس از شکستن بت اعظم، آن را چهار قسمت نمود: دو قسمت را به مکه و مدینه فرستاد و دو قسمت دیگر را به غزنین برد و یکی را بر در جامع غزنین و دیگری را در کوشک سلطنت نصب نمود. البته بیرونی که معاصر محمود است، از قطعه‌های ارسالی به مکه و مدینه و یا جای دیگر یاد نمی‌کند و می‌گوید: پس از شکستن بت سومنات، قسمت فوقانی آن را به هم راه گردنبند طلایی جواهرنشانش به غزنین برد؛ قسمتی از آن را در میدان غزنین به هم راه بت «جَکَرسَوام» قرار داد و دیگری را بر در جامع غزنین نصب نمود تا مردم با آن خاک ها و کثافات کفش هایشان را زایل کنند. در جایی دیگر نیز بیان می‌دارد که هم‌اکنون سر بت سومنات به هم راه بت «جکرسوام» در میدان غزنین موجود است. اما گردیزی می‌گوید که پس از آن که بت را شکستند، قسمت هایی از آن را بر استر نهاده، به شهر غزنین بردند و بر در جامع غزنین افکندند وی سخنی از میدان غزنین و غیره به میان نیاورده است.
به نظر می‌رسد که هندوان نیز در صدد واکنش به تخریب بت سومنات برآمدند و شورش هایی را بر سر راه بازگشت محمود ترتیب دادند. او در راه بازگشت از سومنات، در ناحیه «کاتیاوار» در صحراهای «راجپوتانا» شکست سختی خورد؛ به همین جهت سال بعد، برای تنبیه طوایفی که هنگام بازگشت وی از سومنات، در صدد منازعه با او برآمده بودند، لشکر به هند برد (۴۱۷ ق / ۱۰۲۶ م) که این آخرین هجوم محمود به هند بود و ظاهراً پس از آن دیگر فرصت حمله به آن حدود را پیدا نکرد.
پس از این تاریخ، دیگر هیچ ردی از سرانجام پاره‌های بت سومنات در مکه و مدینه و یا غزنین وجود ندارد و معلوم نیست که پس از آن، تا چه زمانی بر در جامع غزنین و میدان آن شهر قرار داشته و در دوره های پس از شکوه غزنویان و تصرف این شهر به دست غوریان در سال ۵۴۵قمری، در آتش سوزی چند روزه غزنین از بین رفته و یا سرانجامی دیگر داشته است.

پسورد فایل : www.mandegarweb.com
  • ارسال شده توسط :
    شمس کیا
  • تعداد بازدید :
    490 views
اشتراک گذاری
  1. سلام دراولین فرصت میفرستم
    شما هم لینک شدید